این درس مهم ، در واقع دوّمین کلید لهجۀ عرب است.
در بین 28 حرف زبان عرب فقط 10 حرف از آنها ، تلفظ شان با زبان فارسی متفاوت است.
این حروف دهگانه عبارتند از: ث - ح - ذ - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - و
حرف " ث "
این حرف را به اصطلاح باید « نوک زبانی » و نازک و کم حجم تلفظ کرد.
( مانند کودکی که نوک زبانی صحبت می کند!)
یعنی در حالی که نوک زبان با دندان های جلو در آروارۀ بالا تماس دارد ، هوا را به بیرون می دهیم.(فشار نوک زبان بر دندان ها زیاد نباشد.)
حرف "ث " بدون اینکه صدای « سوت » از آن شنیده شود ، تلفظ می گردد.
مثال: ثَوابَ - ثَقُلَت - ثَلاثُ - ثابِتٌ - مَثابَةً
حرف " ح "
حرف « حاء » با گرفتگی خاصی در حلق ، ایجاد می شود.
مانند کسی که بخواهد مثلاً پوست تخمه ای را که در حلق گیر کرده ، با فشار هوا خارج کند !
حرف "ح " را نباید پرحجم و درشت تلفظ کنیم.
مثال : اَلحَمدُ - حَمیدٌ - مَحَبَّةً - حاجِزًا - اَلمِحالِ
حرف " ذ "
حرف « ذال » عیناً مانند حرف « ثاء » از تماس نوک زبان و سر دندان های جلو آروارۀ بالا با صدای نازک و " کم حجم " تلفظ می گردد.(مهمّ )
دقت کنید که فشار نوک زبان با دندان ها زیاد نباشد.
مثال: ذَهَبَ - تَذَرُ - نَبَذَ - ذلِکَ - هذا
حرف " ص"
حرف « صاد » مانند « س » تلفظ می شود؛ فقط به همراه آن ، صدا پر حجم و درشت می گردد.( سین پر حجم = سین مُفَخَّم )
برای این کار ، سین را تلفظ و هم زمان گلو را پر حجم کنید . به اصطلاح عامیانه ، صدا را در گلو بیندازید! باد در غبغب بیندازید!
تأکید می شودکه هنگام تلفظ «ص» نباید سوت شدید شنیده شود .(مهمّ)
مثال : صَدَقَ – صَلَحَ – صالِحین – نَصاری – صُحُفِ
حرف "ض"
حرف « ضاد » از تماس کنارۀ زبان با دندان های آسیای بالا ( ازهر طرف که مقدور باشد ) و با صدای پرحجم و درشت تلفظ می شود.
اگر دقت کنید اکثر قراء مشهور که تلاوتشان در دسترس است ، حرف ضاد را مانند«دال» همراه با صدای پر حجم تلفظ میکنند ! (دال مُفَخَّم )
البته در صورتی که بخواهیم به این روش تلفظ کنیم ، بهتر است «دال مفخّم » را کمی نرم تر اداء کنیم و مانند دال با شدت همراه نباشد.
تلفظ " ض " کمی مشکل است . در واقع حرف سرکشی است! برای تسلط بر آن باید تمرین کنید.
مثال: ضَرَبَ – ضَعُفَ – وَضَعَها – ضآلّین – ضامِر
حرف " ط "
حرف « طاء » مانند حرف « ت » تلفظ می شود با این تفاوت که صدای آن درشت و پر حجم است.( تاء مفخّم )
حرف « طاء » قویترین حرف زبان عرب می باشد.
مثال : طَیِّبَةً – طَبَقاً – فَطَرَ – طابَ – قِنطارا
حرف " ظ "
این حرف دقیقاً مانند حرق « ذ » از تماس نوک زبان و سر دندان های جلو آروارۀ بالا ایجاد می شود؛ با این تفاوت که صدا در حرف « ظاء » درشت و پر حجم میگردد. ( ذال مفخّم)
باید دقت کرد که هوا با فشار زیاد در مخرج ظاء دمیده نشود.
مثال: ظَلَمَ – ظَهَرَ- اَعظَمَ - ظالِمین – تَظاهَرون
حرف " ع "
این حرف از میان حلق و به صورت نرم تلفظ می شود و گویی صدا " کش" می آید!
( البته این به معنای افراط در نرمی حرف نیست)
دقت کنید که حرف «ع » مفخّم و پر حجم اداء نمی شود.
مثال: عَلِمَ – مُعَلَمٌ – مَعَکُم - ماعُون – مَعایِشَ
حرف "غ "
حرف « غین » از همان محل تلفظ حرف « خاء » یعنی از ناحیۀ حلق تلفظ شده ،ولی صدای آن نرم و کشیده و دنباله دار است و حالت خراش و خشونت حرف « خاء » را ندارد.
صدای « غ » را می توانیم هنگامی که مقداری آب در گلو " غرغره " می کنیم ، بشنویم . صدای «غ » باید درشت و پر حجم باشد.
مثال: غَیرَ – غَضَبٌ - غُلامٌ – لُغُوبٍ – یَغُوثَ
حرف " و"
برای تلفظ « واو » نباید مثل صدای فارسی آن ، دندان های بالا با لب پایین مماس گردد ، بلکه در اداء این حرف ، لب ها به حالت " غنچه " در می آید و صدای « و» از میان دو لب خارج می شود.
باید دقت کرد که حرف واو کم حجم و نازک اداء شود.
مثال: ورَدَ – وارِدَهُم - نَواصی – وُجُوه – طَویلا
الف مدّی
الف مدّی: هر حرفی که فتحه داشته باشد و بعد از آن الف قرار بگیرد .باید نازک و کم حجم خوانده شود.
مثال: بَا - تَا -یَا - جَا -مَا و .
در پست قبل در مورد حرکان ــــَـــِـــُــ توضیح دادیم که باید یک ضربی تلفظ شوند.اما در مورد الف مدّی باید تلفظ به همان صورت باشد اما دو ضرب کشیده شود.
ا > الف مدّی / ای > یاء مّدی / او > واو مدّی
نکته: الف مدّی،یاء مدّی،واو مدّی را باید کشیده و دو ضربی تلفظ کرد اما به صورت زاویه چهل و پنج.
همه ی حروف به جز 8 حرف را باید به همین صورت یعنی آ عربی بخوانید.
اما 8 حرف صا -ضا -طا -ظا -خا -را -غا -قا - استثنا هستند و آنها را باید به صورت فارسی بخوانیم و پر حجم *(استعلا)
نکته: پرو درشت بودن . اِستِعلا / نازک ادا کردن. اِستِفال
پس نتیجه میگیریم که همه ی حروف به جز 8 حرف استثنا باید نازک و به صورت آ عربی ادا شوند و آن 8 حرف به صورت پر و درشت و آ فارسی تلفظ شوند.
وقف و ابتداء
باب وقف و ابتداء از مباحث مهم قرائت کلام اللّه مجید است.
پس از فراگیری «تجوید» که خود به معنای :
صحیح خواندن، زیبا خواندن، نیکو گرداندن و حسن بخشیدن است و
در معنای اصطلاحی: رعایت هر حرف از حیث مخارج، صفات و احکام.
آموختن محل های مناسب وقف و ابتداء ، آغاز می گردد.
تعریف وقف: وقف در لغت به معنای ( باز ایستادن-سکوت) و در اصطلاح قرائت عبارت است از :قطع صوت همراه با تجدید نفس و سپس ادامه قرائت
طرق وقف بر آخر کلمات
وقف بر آخر کلمات ، به دو روش صورت میگیرد: 1-اِبدال 2- اِسکان
1-وقف اِبدال
اِبدال، یعنی «تبدیل کردن – دگرگون نمودن»
در این نوع از وقف ، آخر کلمه به هنگام وقف ، به حرف دیگری تبدیل می شود.
*موارد وقف ابدال:
1-وقتی آخر کلمه ، تاء گرد (ة) قرار دارد، این نوع تاء – که به آن (هاء تأنیث ) هم گفته می شود - در وقف به (هاء ساکنه) تبدیل می گردد.
مثال: {مِلَّةَ > مِلَّه}- { اَلصَّلوةِ> اَلصَّلوه}
2-در کلماتی که به تنوین نصب ( ــًـ ) ختم شده اند ، این تنوین در وقف ، تبدیل به الف مدی می شود.مثال:{ حِساباً > حِسابا} – { غَفورًا > غَفورا}
2- وقف اسکان
اسکان ، یعنی « ساکن نمودن »
در این نوع از وقف ، حرف آخر بقیۀ کلمات ( غیر از موارد ابدال ) ،با هر حرکتی در هنگام وقف فقط ساکن می گردد.
مثال: { مَقاعِدَ > مَقاعِد } – { کُتُبِ > کُتُب }
نکته 1- وقف بر کلماتی مثل { هُوَ – هِیَ } وقف اسکان محسوب می شود نه ابدال ! چرا که واو و یاء مفتوح به حرفی دیگر تبدیل نشده اند بلکه فقط آنها را ساکن کرده ایم.
آغاز تلاوت
بر اساس تعالیم قرآنی ، مستحب است که قاریان قرآن ، تلاوت آیات کلام الله مجید را با «اِستِعاذَة» آغاز نمایند.
در آیۀ98 سورۀ مبارکۀ نَحل آمده است:
{ فَاِذا قَرَاتَ القُرءانَ فَستَعِذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ}
یعنی: ( هنگامی که قرآن می خوانی ، از شر شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.)
استعاذة
«اِستِعاذَة» در لغت به معنای پناه بردن و در قرائت قرآن عبارت است
از گفتن جملۀ: {اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّطانِ الرَّجیمِ}
یعنی: ( از شیطان رانده شده به خداوند پناه می برم.)
البته اصل استعاذة باید در قلب و نیّت قاری قرآن واقع شود و هم زمان بر زبان او جاری گردد.
بسملة
کلمه « بَسمَلَة » به معنای ( نام خداوند را بر زبان آوردن) بوده و در قرائت عبارت است از گفتن جملۀ :
{ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم}
یعنی (به نام خداوند بخشندۀ مهربان)
مستحب است قاری قرآن پس از استعاذه و قبل از قرائت آیه، عبارت فوق را بخواند. البته "بسملة " در « آغاز» تمامی سوره ها ، به غیر از سوره " توبه " همراه با سوره نازل شده و خواندن آن واجب است.
دوره ای را که قاریان در انتقال از مرحله روخوانی - روان خوانی به مرحله ( تجوید) باید پشت سر بگذارند، دوره ی (( فصیح خوانی )) می نامند.
در واقع هر کسی که دوست بدارد قرآن را زیبا و همانند قاریان تلاوت کند ابتدا باید بتواند قرآن را روان و صحیح بخواند ، تا پس از آن بتواند با رعایت سه کلیدی که در پست قبل گفته شد لهجه خود را عربی کرده و زیبا قرآن را تلاوت کند.
{وَ قُرءانًا فَرَقناهُ لِتَقرَاَهُ عَلَی النّاسِ عَلی مُکثٍ وَ نَزَّلناهُ تَنزیلاً}
و قرآن را جدا جدا کردیم (سوره سوره و آیه آیه ) تا تو نیز به تدریج بر مردم بخوانی و (از این رو ) آن را به تدریج فرو فرستادیم.
( سوره اسراء-106)
این درس مهم ، در واقع دوّمین کلید لهجۀ عرب است.
در بین 28 حرف زبان عرب فقط 10 حرف از آنها ، تلفظ شان با زبان فارسی متفاوت است.
این حروف دهگانه عبارتند از: ث - ح - ذ - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - و
حرف " ث "
این حرف را به اصطلاح باید « نوک زبانی » و نازک و کم حجم تلفظ کرد.
( مانند کودکی که نوک زبانی صحبت می کند!)
یعنی در حالی که نوک زبان با دندان های جلو در آروارۀ بالا تماس دارد ، هوا را به بیرون می دهیم.(فشار نوک زبان بر دندان ها زیاد نباشد.)
حرف "ث " بدون اینکه صدای « سوت » از آن شنیده شود ، تلفظ می گردد.
مثال: ثَوابَ - ثَقُلَت - ثَلاثُ - ثابِتٌ - مَثابَةً
حرف " ح "
حرف « حاء » با گرفتگی خاصی در حلق ، ایجاد می شود.
مانند کسی که بخواهد مثلاً پوست تخمه ای را که در حلق گیر کرده ، با فشار هوا خارج کند !
حرف "ح " را نباید پرحجم و درشت تلفظ کنیم.
مثال : اَلحَمدُ - حَمیدٌ - مَحَبَّةً - حاجِزًا - اَلمِحالِ
حرف " ذ "
حرف « ذال » عیناً مانند حرف « ثاء » از تماس نوک زبان و سر دندان های جلو آروارۀ بالا با صدای نازک و " کم حجم " تلفظ می گردد.(مهمّ )
دقت کنید که فشار نوک زبان با دندان ها زیاد نباشد.
مثال: ذَهَبَ - تَذَرُ - نَبَذَ - ذلِکَ - هذا
حرف " ص"
حرف « صاد » مانند « س » تلفظ می شود؛ فقط به همراه آن ، صدا پر حجم و درشت می گردد.( سین پر حجم = سین مُفَخَّم )
برای این کار ، سین را تلفظ و هم زمان گلو را پر حجم کنید . به اصطلاح عامیانه ، صدا را در گلو بیندازید! باد در غبغب بیندازید!
تأکید می شودکه هنگام تلفظ «ص» نباید سوت شدید شنیده شود .(مهمّ)
مثال : صَدَقَ – صَلَحَ – صالِحین – نَصاری – صُحُفِ
حرف "ض"
حرف « ضاد » از تماس کنارۀ زبان با دندان های آسیای بالا ( ازهر طرف که مقدور باشد ) و با صدای پرحجم و درشت تلفظ می شود.
اگر دقت کنید اکثر قراء مشهور که تلاوتشان در دسترس است ، حرف ضاد را مانند«دال» همراه با صدای پر حجم تلفظ میکنند ! (دال مُفَخَّم )
البته در صورتی که بخواهیم به این روش تلفظ کنیم ، بهتر است «دال مفخّم » را کمی نرم تر اداء کنیم و مانند دال با شدت همراه نباشد.
تلفظ " ض " کمی مشکل است . در واقع حرف سرکشی است! برای تسلط بر آن باید تمرین کنید.
مثال: ضَرَبَ – ضَعُفَ – وَضَعَها – ضآلّین – ضامِر
حرف " ط "
حرف « طاء » مانند حرف « ت » تلفظ می شود با این تفاوت که صدای آن درشت و پر حجم است.( تاء مفخّم )
حرف « طاء » قویترین حرف زبان عرب می باشد.
مثال : طَیِّبَةً – طَبَقاً – فَطَرَ – طابَ – قِنطارا
حرف " ظ "
این حرف دقیقاً مانند حرق « ذ » از تماس نوک زبان و سر دندان های جلو آروارۀ بالا ایجاد می شود؛ با این تفاوت که صدا در حرف « ظاء » درشت و پر حجم میگردد. ( ذال مفخّم)
باید دقت کرد که هوا با فشار زیاد در مخرج ظاء دمیده نشود.
مثال: ظَلَمَ – ظَهَرَ- اَعظَمَ - ظالِمین – تَظاهَرون
حرف " ع "
این حرف از میان حلق و به صورت نرم تلفظ می شود و گویی صدا " کش" می آید!
( البته این به معنای افراط در نرمی حرف نیست)
دقت کنید که حرف «ع » مفخّم و پر حجم اداء نمی شود.
مثال: عَلِمَ – مُعَلَمٌ – مَعَکُم - ماعُون – مَعایِشَ
حرف "غ "
حرف « غین » از همان محل تلفظ حرف « خاء » یعنی از ناحیۀ حلق تلفظ شده ،ولی صدای آن نرم و کشیده و دنباله دار است و حالت خراش و خشونت حرف « خاء » را ندارد.
صدای « غ » را می توانیم هنگامی که مقداری آب در گلو " غرغره " می کنیم ، بشنویم . صدای «غ » باید درشت و پر حجم باشد.
مثال: غَیرَ – غَضَبٌ - غُلامٌ – لُغُوبٍ – یَغُوثَ
حرف " و"
برای تلفظ « واو » نباید مثل صدای فارسی آن ، دندان های بالا با لب پایین مماس گردد ، بلکه در اداء این حرف ، لب ها به حالت " غنچه " در می آید و صدای « و» از میان دو لب خارج می شود.
باید دقت کرد که حرف واو کم حجم و نازک اداء شود.
مثال: ورَدَ – وارِدَهُم - نَواصی – وُجُوه – طَویلا
الف مدّی
الف مدّی: هر حرفی که فتحه داشته باشد و بعد از آن الف قرار بگیرد .باید نازک و کم حجم خوانده شود.
مثال: بَا - تَا -یَا - جَا -مَا و .
در پست قبل در مورد حرکان ــــَـــِـــُــ توضیح دادیم که باید یک ضربی تلفظ شوند.اما در مورد الف مدّی باید تلفظ به همان صورت باشد اما دو ضرب کشیده شود.
ا > الف مدّی / ای > یاء مّدی / او > واو مدّی
نکته: الف مدّی،یاء مدّی،واو مدّی را باید کشیده و دو ضربی تلفظ کرد اما به صورت زاویه چهل و پنج.
همه ی حروف به جز 8 حرف را باید به همین صورت یعنی آ عربی بخوانید.
اما 8 حرف صا -ضا -طا -ظا -خا -را -غا -قا - استثنا هستند و آنها را باید به صورت فارسی بخوانیم و پر حجم *(استعلا)
نکته: پرو درشت بودن . اِستِعلا / نازک ادا کردن. اِستِفال
پس نتیجه میگیریم که همه ی حروف به جز 8 حرف استثنا باید نازک و به صورت آ عربی ادا شوند و آن 8 حرف به صورت پر و درشت و آ فارسی تلفظ شوند.
وقف و ابتداء
باب وقف و ابتداء از مباحث مهم قرائت کلام اللّه مجید است.
پس از فراگیری «تجوید» که خود به معنای :
صحیح خواندن، زیبا خواندن، نیکو گرداندن و حسن بخشیدن است و
در معنای اصطلاحی: رعایت هر حرف از حیث مخارج، صفات و احکام.
آموختن محل های مناسب وقف و ابتداء ، آغاز می گردد.
تعریف وقف: وقف در لغت به معنای ( باز ایستادن-سکوت) و در اصطلاح قرائت عبارت است از :قطع صوت همراه با تجدید نفس و سپس ادامه قرائت
طرق وقف بر آخر کلمات
وقف بر آخر کلمات ، به دو روش صورت میگیرد: 1-اِبدال 2- اِسکان
1-وقف اِبدال
اِبدال، یعنی «تبدیل کردن – دگرگون نمودن»
در این نوع از وقف ، آخر کلمه به هنگام وقف ، به حرف دیگری تبدیل می شود.
*موارد وقف ابدال:
1-وقتی آخر کلمه ، تاء گرد (ة) قرار دارد، این نوع تاء – که به آن (هاء تأنیث ) هم گفته می شود - در وقف به (هاء ساکنه) تبدیل می گردد.
مثال: {مِلَّةَ > مِلَّه}- { اَلصَّلوةِ> اَلصَّلوه}
2-در کلماتی که به تنوین نصب ( ــًـ ) ختم شده اند ، این تنوین در وقف ، تبدیل به الف مدی می شود.مثال:{ حِساباً > حِسابا} – { غَفورًا > غَفورا}
2- وقف اسکان
اسکان ، یعنی « ساکن نمودن »
در این نوع از وقف ، حرف آخر بقیۀ کلمات ( غیر از موارد ابدال ) ،با هر حرکتی در هنگام وقف فقط ساکن می گردد.
مثال: { مَقاعِدَ > مَقاعِد } – { کُتُبِ > کُتُب }
نکته 1- وقف بر کلماتی مثل { هُوَ – هِیَ } وقف اسکان محسوب می شود نه ابدال ! چرا که واو و یاء مفتوح به حرفی دیگر تبدیل نشده اند بلکه فقط آنها را ساکن کرده ایم.
آغاز تلاوت
بر اساس تعالیم قرآنی ، مستحب است که قاریان قرآن ، تلاوت آیات کلام الله مجید را با «اِستِعاذَة» آغاز نمایند.
در آیۀ98 سورۀ مبارکۀ نَحل آمده است:
{ فَاِذا قَرَاتَ القُرءانَ فَستَعِذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ}
یعنی: ( هنگامی که قرآن می خوانی ، از شر شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.)
استعاذة
«اِستِعاذَة» در لغت به معنای پناه بردن و در قرائت قرآن عبارت است
از گفتن جملۀ: {اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّطانِ الرَّجیمِ}
یعنی: ( از شیطان رانده شده به خداوند پناه می برم.)
البته اصل استعاذة باید در قلب و نیّت قاری قرآن واقع شود و هم زمان بر زبان او جاری گردد.
بسملة
کلمه « بَسمَلَة » به معنای ( نام خداوند را بر زبان آوردن) بوده و در قرائت عبارت است از گفتن جملۀ :
{ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم}
یعنی (به نام خداوند بخشندۀ مهربان)
مستحب است قاری قرآن پس از استعاذه و قبل از قرائت آیه، عبارت فوق را بخواند. البته "بسملة " در « آغاز» تمامی سوره ها ، به غیر از سوره " توبه " همراه با سوره نازل شده و خواندن آن واجب است.
درباره این سایت